دختر صوفی

یا رب ... بی حجابانه درآ... از در کاشانه ی ما... که کسی نیست به جز ، ورد تو در خانه ی ما...

یا رب ... بی حجابانه درآ... از در کاشانه ی ما... که کسی نیست به جز ، ورد تو در خانه ی ما...

ادامه پست قبلی...

پنجشنبه, ۸ فروردين ۱۴۰۴، ۱۲:۵۷ ب.ظ

خیلی تو ذهنم بود این بخش ماجرا رو بنویسم ، اما از قلم افتاد ، یه کم ذهنم پراکنده ست...

اون آقایی که خانمش رو مجبور به عمل ابدومینوپلاستی کرده بود و فرستادش تو کما ، یه آقای فوق العاده وقیح بود و البته کریه...

خدا رو شاهد میگیرم خانمش روی تخت بود، با منشی من که یه خانم خیلی لوند و اغواگر هست و از ارتباط با مردهای متعدد سیراب نمیشه ریخت روی هم...

به تمام مقدسات عالم...

و من منشیم رو بازخواست کردم... گفتم لامصب دلت برای خانومه بسوزه ...

ببین جلوت داره جون میده، چطور میتونی ، حالا اون وجدان و شرافت نداره...

میخوام بگم تو خودت رو برای رضایت و خرسندی مردی هم بکشی ، باز هم نمیتونی عطش هوس رو توی اون کنترل کنی...

و چقدر خوبه ما خانم ها......................................

همجنس خودمون رو به مرد جماعت نفروشیم...

پ.ن 1 : فحش توی کامنت های این پست بلامانع است...

 

  • صوفیا !!!

نظرات  (۱)

عزیزم

مردا همینن. 

کاش ما زنها این حقیقتها رو بفهمیم و خودمون رو تو غرقاب باتلاق مردها نندازیم.

اشتباه، از ما زنهاس که خودکشی می کنیم واسه مردا.

که چی؟

هیچی.

هیچی هم نداره برامون😄😄

پاسخ:
هیچی نداره برامون که نه...
یه سری چیزا داره...
از دست دادن سلامت روح و روان و جسم...
نابودی اعتماد بنفس و عزت نفس...
تلف کردن وقتمون...
تخریب شخصیت مون ...
و خیلی چیزای دیگه...
کم نیستن والا...:)
 امیدوارم که هر کس توی این باتلاق گیر کرده، بتونه خودش رو رها کنه...
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.