دختر صوفی

یا رب ... بی حجابانه درآ... از در کاشانه ی ما... که کسی نیست به جز ، ورد تو در خانه ی ما...

یا رب ... بی حجابانه درآ... از در کاشانه ی ما... که کسی نیست به جز ، ورد تو در خانه ی ما...

عمارت صوفی...

پنجشنبه, ۸ فروردين ۱۴۰۴، ۰۵:۱۱ ب.ظ

جناب شمس تبریزی میفرمایند:

خرابش کردم که عمارت در خرابی ست...

جز اینه که برای ساختن از نو، باید اون چیزی که وجود داره رو خراب کرد...

و من سخت مشغول هستم...

هر چیزی و هر کسی که مانع از نو ساختنم میشه رو دارم تخریب میکنم...

نمیخوام کهنه ها بمونن... میخوام نو بشم...

خیلی سخته... خیلی درد داره... اما شاید به زور سرترالین، شاید بخاطر اون کسی که حتی تو خواب هم نمیدیدم بهم تلفن بزنه و جویای احوالم بشه، که از قضا بهم تلفن زد و جویای احوالم شد...

باید نو بشم...

باید...

باید...

 

  • صوفیا !!!

نظرات  (۲)

تو میتونی.

و حتمن نو میشی

پاسخ:
قربونت ... ❤️🙏

موفق باشی ❤️ 

پاسخ:
قربونت...❤️🙏
نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.